دوستان عزیزم سال نو همگی مبارک باشه. براتون بهترین ها رو آرزو می کنم و امیدوارم نه به هز آنچه که دلتون می خواد، بلکه به هر آنچه که به صلاحتونه برسید.

برای من در حال حاضر چیزی زیباتر از پسرم وجود نداره و به خصوص وقتی می ختده تمام وجودم گرم می شه . این عکس به من انرژی می ده و خیلی دوستش دارم و امیدوارم شما هم لذت ببرید. دوستتون دارم.

+
نوشته شده در پنجشنبه 10 فروردین1391ساعت 12:14  توسط لاغر مردني
|
در حمایت از مجید.ت . اگه یادتون باشه جریان چی بود.
از همه ی دوستای گلم ممنونم برای تبریک. دوستتون دارم.
+
نوشته شده در دوشنبه 1 اسفند1390ساعت 12:46  توسط لاغر مردني
|

زندگی بعد از به دنیا اومدن پسرم معنای دیگری پیدا کرده. واقعا نمی دونستم که آدم می تونه یک نفر رو تا این حد دوست داشته باشه
، باور کردنی نیست باید تجربه بشه. دوستای عزیزم زود باشید نی نی دار شید ......
ممنونم برای تمام پیغامهای تبریک
+
نوشته شده در جمعه 9 دی1390ساعت 23:42  توسط لاغر مردني
|
دوستان عزیز سلام
از همه ی دوستانی که به فکرم بودن توی این مدت و پیغام گذاشتن ممنونم
ما هم پسرمون به دنیا اومد. با اومدنش زندگی معنای جدیدی پیدا کرده و من خودم رو خوشبختترین آدم دنیا می دونم.
+
نوشته شده در جمعه 25 آذر1390ساعت 1:32  توسط لاغر مردني
|
فکرش رو بکن سواحل زیبای دریای خزر و خلیج فارس می تونستن منابع بسیار پر درآمد برای ساکنین اون استانها و برای همه ی کشورمون باشه...... دریغ و صدها افسوس که تبدیل شدن به بزرگترین منابع زباله دانی کشور و ملت هم که ماشاللا در ریختن زباله هاشون در این منابع طبیعی دریغ نمی کنند.
ببخشید که بعد از مدتها اومدم و دارم غر غر می کنم آخه یه عکس دیدم خیلی حرصم دراومده......
ولی از اینا گذشته حال شخصی خودم خوبه و خوشحالم، تقریبا دو هفته پیش رفتیم سونوگرافی و نی نی رو دیدیم که خیلی بازیگوش بود و همش تکون می خورد و تند و تند شصت دستش رو می مکید.....
پ.ن: ببخشید نمی دونم چه بلایی سر قالب وبلاگم اومده؟؟؟؟؟خودش از خودش قالب عوض کرده.....
بعدا.ن: رفتم دوباره قالب وبلاگ رو بزارم که یه پیغام خطا اومده که نمی شه از قالبهای تبلیغاتی استفاده کرد...... یعنی چی اونوقت؟ آیا کسی می دونه چکار باید کرد؟ از کجا باید قالب خوشگل گیر آورد؟ همش یه ماه نبودما ببین چه مسخره بازیییییی هاییی در آوردن
+
نوشته شده در یکشنبه 19 تیر1390ساعت 11:11  توسط لاغر مردني
|
همین چند دقیقه پیش که رفته بودم حموم تصمیم گرفتم شروع کنم برای نی نی شعر بخونم. اولین شعری که خوندم : گنجشک لالالا بود که توو بچگیمون شبا از رادیو پخش می شد و اکثر دوستان می دونن منظورم کدوم شعره. دومین شعر شد: ای ایران ای مرز پر گهر ،سومی شد:یار. دبس.تانی ، بعدی :همراه شو. عزیز

فکر کنم نی نی با پرچم سبز به دنیا بیاد اگه بخوام همینطوری ادامه بدم
یه کوچولو داره احساس مادرانه بهم دست می ده کم کم 
پی نوشت: امروز روز ملی سوئد بود. روز ملی ما چه روزیه؟ اصلا داریم؟؟؟؟
واقعا نمی دونم....هر چی فکر کردم به هیچ نتیجه ای نرسیدم.
پی نوشت ۲: پاسپورت سوئدیم اومد
خوشحالم..... به زودی راهیه نزدیکای ایرانم واسه دیدار با عزیزانم که دلم واسشون یه کوچولو شده
شب به خیر
+
نوشته شده در سه شنبه 17 خرداد1390ساعت 1:40  توسط لاغر مردني
|
ها.له سح.ابی رو کشتن و منص.ور اسا.نلو رو آزاد کردن....... تا کی این ترفندها در جامعه ی بدبختمون قابل استفاده است و تا کی می تونیم سکوت کنیم؟ متاسفم بی نهایت متاسفم......
+
نوشته شده در جمعه 13 خرداد1390ساعت 13:28  توسط لاغر مردني
|
ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم. به امید ایرانی آزاد برای همه ی ایرانی هاااااا..
پ.ن : چه قرمز ، چه آبی ، دوستت داریم حجازی..... این شعار رو امروز دیدم خوشم اومد گفتم شما هم بشنوید.
+
نوشته شده در یکشنبه 1 خرداد1390ساعت 13:56  توسط لاغر مردني
|
اصلا نمی شه نظر نوشت واسه توی وبلاگااااااااااااااااااااا...... بلاگفا هم واسه من تازه باز شده. پستم رو هم خورد و یه آب روش...... همه چیزی ریخته بهم......

+
نوشته شده در شنبه 24 اردیبهشت1390ساعت 18:8  توسط لاغر مردني
|
کل خاورمیانه ریخت بهم ما هنوز در حال پخش ویدئوهای پخش نشده ی ۲ سال پیشیم و به به و چه چهمون گوش فلک رو سوراخ کرده........
پ.ن : هر روز خدا رو شکر می کنم که نتونستم ر.ا.ی بدم.
+
نوشته شده در شنبه 17 اردیبهشت1390ساعت 16:29  توسط لاغر مردني
|